در قرآن کریم آیاتی در مورد دعا و خواندن آن وجود دارد، که به ذکر چند مورد از آن اکتفا می کنیم :

«اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ، اِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ». (سوره ی غافر / آیه ی 60)

“مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، در حقیقت کسانی که از پرستش من کبر می ورزند دیری نپاید که با خواری به دوزخ درآیند.”

از حضرت صادق علیه السلام روایت است که به میسر فرمودند: “یا میسر! اُدعُ وَ لاتَقُلْ اِنَّ الاَمْر قَد فُزِعَ مِنْهُ اِنَّ عِنْدَ اللّهَ ( عز و جل) مَنْزِلَهً لاتُنالُ اِلاّ بِمَسْألَهٍ، وَ لَوْ اَنَّ عَبْدا سرَّ فاهُ وَ لَمْ یَسْأَلْ لَم یُعْطَ شَیْئا فَاسْئَلْ تُعْطَ. یا میسر! اِنَّهُ لَیْسَ من بابٍ یُفْزَعُ اِلاّ یُوشِکُ اَنْ یُفْتَحَ لِصاحِبِهِ.

ای میسر! دعا کن و مگو که از کار فراغت حاصل شده؛ یعنی خداوند هرچه مقدّر بوده انجام داده و از آن فارغ شده و دعا فایده ندارد. بدرستی که نزد خدای ( عز و جل) منزلت و مرتبتی است که نیل به آن مرتبت، حاصل نشود مگر به درخواست و خواهش. و اگر بنده ای دهانش را ببندد و درخواست نکند، چیزی به او داده نشود؛ پس سؤال کن تا عطا کرده شوی. ای میسر! محققا مطلب این است که این دری نیست که کوبیده شود جز این که رو به صاحبش باز شود.

در سوره ی بقره ، آیه 186 می فرماید: «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنّی فَاِنّی قَریبٌ، اُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَلْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ».

“ای پیامبر! هرگاه بندگان من درباره ی من از تو سؤال کنند [بگو] من نزدیکم. وقتی که دعاکننده ای مرا بخواند، دعایش را اجابت می کنم پس آن ها باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان بیاورند، باشد که راه یابند.”

در تفسیر نمونه در مورد شأن نزول آیه ی شریفه ی بالا چنین آمده است :

“کسی از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: آیا خدای ما نزدیک است تا آهسته با او مناجات کنیم و یا دور است تا با صدای بلند او را بخوانیم؟ در این موقع آیه بالا نازل گردید. و نیز نقل می کنند که گروهی از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند: خدا را چگونه بخوانیم؟ آیه ی مذکور نازل شد. (تفسیر نمونه، ذیل آیه ی 186 / سوره ی بقره.)

امّا نکته ی قابل توجّه این است که نزدیکی خداوند به بنده قرب مکانی نیست؛ زیرا خداوند متعال بزرگتر از این است که چنین تصوّر شود. نزدیکی خداوند به بنده قرب احاطی است و خداوند به همه چیز احاطه دارد. در تفسیر «اطیب البیان»، در ذیل این آیه ی شریفه به نقل از «کافی»، و به روایت از سُدَیر روایت کرده است که گفت به حضرت باقر علیه السلام عرض کردم :

“ایُّ العِبادَهِ اَفْضَلُ؟ فقال: ما مِنْ شَیْ ءٍ اَفْضَل عِنْدَ اللّه ( عز و جل) مِنْ اَنْ یُسْئَلَ وَ یُطْلَبَ مِمَّا عِنْدَه وَ مَا اَحَدٌ أَبْغَضَ اِلیَ اللّه ِ( عز و جل) مِمَّن یَسْتَکبِرُ عَن عبادَتِه و لایَسْأَلُ ما عِنْدَه.”

کدام عبادت بهتر است؟ فرمود: هیچ چیز نزد خدا بهتر از این نیست که درخواست و خواهش شود از آنچه که نزد خدا است و هیچ کس مغبوض تر از این نیست که از عبادت خدا و دعا کبر ورزد و از آن چه نزد خداست درخواست نکند.

مسلمانان، مکّه را فتح کردند و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، همه ی مردم این شهر، به جز چند نفر را، مورد بخشش قرار داد. عِکرمه یکی از آن چند نفر بود؛ زیرا دین خدا و پیامبر را مسخره کرده و مسلمانان را بسیار آزار داده بود. پس از فتح مکّه، از این شهر فرار کرده و راه کوه و بیابان را در پیش گرفت.

او از ترس جانش شب ها راه می رفت و روزها پنهان می شد و همواره در فکر این بود که، چگونه می تواند از دست مسلمانان جان سالم به در بَرَد. روزی به کنار دریا رسید و سوار بر کشتی شد و با خود گفت: بالاخره نجات پیدا کردم. چون کشتی به وسط دریا رسید شب شده بود و تاریکی همه جا را فرا گرفته بود. ابر و باد و دریا به هم پیچیدند، ستارگان ناپدید شدند و رعد و برقی ترسناک درگرفت. کشتی در دل موج ها از این سو به آن سو می رفت. مسافران از ترس فریاد می زدند و کمک می طلبیدند. سرانجام یکی از آنان گفت: “ای مردم! بیایید تا در این دل شب بت ها را رها کنیم و دست به دامان لطفِ «خدا» بزنیم؛ که از آن خدایانِ ساختگی و بت ها کاری ساخته نیست.”

هم زمان با طوفان دریا، در قلب عکرمه نیز آشوب و طوفانی به پا شد. او هم از گذشته ی خویش نادم و پشیمان گشت سپس در این حال گفت: خدایا! من با تو عهد و پیمان می بندم که اگر مرا از این طوفان نجات دهی، به سراغ محمّد بروم و به آیین او ایمان آورم؛ چرا که او بسیار مهربان و کریم است. سرانجام آن شب، خدا به سرنشینان کشتی رحم کرد و عکرمه نیز نجات یافت.

او خدمت پیامبر اسلام آمد و اظهار پشیمانی کرد و مسلمان شد. پیامبر نیز با مهربانی وی را پذیرفت و از گناهانش درگذشت. در این هنگام این آیه نازل شد: «وَ اِذا غَشِیَهُمْ مَوجٌ کالظُّلَلِ دَعَوُا اللّه َ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ». (سوره لقمان / آیه ی 32) “و چون موجی کوه آسا آنان را فراگیرد، خدا را بخوانند و اعتقاد خود را برای او خالص گردانند.” بعد از این رخداد، عکرمه در صف لشکریان اسلام قرار گرفت و در یکی از جنگ ها به شهادت رسید.

چند نمونه از دعای پیامبران در قرآن :

حضرت ابراهیم علیه السلام دست ها را به سوی آسمان بلند و عرض کرد : این عمل را از ما بپذیر که تو شنوا و دانایی «وَ اِذا یَرْفَعُ اِبْراهیمُ القَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ اِسماعیلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا إِنَّکَ اَنْتَ السَّمیعُ العَلیمُ». و چون ابراهیم و اسماعیل پایه های خانه ی کعبه را بالا می بردند، (می گفتند) این عمل را از ما بپذیر که تو شنوایِ دانایی.

همه پیامبران خدا و ائمه یِ معصومین از طریق دعا از حضرت احدیت استمداد و کمک می طلبیدند با او گفتگو می کردند و حوائج خویشتن را از او درخواست می نمودند. آن پیامبران بزرگ که اسوه، الگو و راهنمای مردم هستند دستِ نیاز به درگاه خداوند بزرگ دراز می کردند و او را می خواندند.

حضرت موسی در اجراء فرامین الهی و اداء رسالت خویش شرح صدر و سهولت کار از خداوند متعال می خواهد و می فرماید: «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لیِ صَدْریِ وَ یَسِّرْ لِی اَمْرِی وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسانِی یَفْقَهُوا قَوْلی». “پروردگارا! به من فراخی سینه (شرح صدر) عنایت فرما و کارم را برایم آسان گردان، و گره از زبانم بگشای تا سخنم را بفهمند.”

حضرت زکریّا علیه السلام از از درگاه خداوند بزرگ طلب فرزند می کند و می گوید : «قالَ رَبِّ اِنِّی وَهَنَ العَظْمُ مِنِّی واشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْبا وَ لَمْ اَکُنْ بِدُعائِکَ رَبِّ شَقِیّا وَ اِنی خِفْتُ الْمَوالِیَ مِنْ وَرائِی وَ کانَتِ امْرَأَتِی عاقِرا فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّا». (حضرت زکریّا) عرض کرد که پروردگارا! استخوان من سست گشته و [موی] سرم از پیری سپید گشته و، ای پروردگار من! هرگز در دعای تو ناامید نبوده ام و من پس از خویشتن از بستگانم بیمناکم و زنم نازا است پس، از جانب خودت ولیّ [و جانشینی] به من ببخش.

اصحاب کهف، تعالی و رشد را از او می خواهند: «فَقالُوا رَبَّنا اتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَ هَیِّئْ لَنا مِنْ اَمْرِنا رَشَدا». پروردگار ما! از جانب خود به ما رحمتی ببخش و کار ما را برای ما به سامان برسان.

حضرت یعقوب علیه السلام غم و اندوهش را به خدا می گوید و با او این طور دردِدل می کند: «قالَ اِنَّما اَشْکُوا بَثّیِ وَ حُزْنیِ اِلَی اللّه ِ وَ اَعْلَمُ مِنَ اللّه ِ ما لاتَعْلَمُونَ». یعقوب (به فرزندان) گفت: «من شکایت اندوه خود را پیش خدا می برم و از [عنایت] خدا چیزی می دانم که شما نمی دانید.

حضرت ابراهیم یکتاپرست پس از راز و نیاز با خدای خویش و دوختن چشم امید به آمرزش گناهان، همنشینی با صالحان را از او درخواست می کند: «رَبِّ هَبْ لی حُکْما وَ اَلْحِقْنی بِالصّالِحینَ». “بارالها! مرا دانش عطا کن و به صالحان ملحق فرمای.”

و حضرت نوح علیه السلام چنین برای افراد با ایمان بخشش و آمرزش می خواهد : «رَبِّ اغْفِرْلِی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِی مُؤْمِنا وَ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لاتَرِدِ الظّالِمینَ اِلاَّ تَبارا». “پروردگارا! بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنی که در خانه ام بر من داخل شود و بر همه ی مردان و زنان با ایمان ببخش و بیامرز و ستمکاران را جز بر هلاک و عذابشان میفزای.”

پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبداللّه از خداوند بزرگ هدایت می خواهد : «اِهْدِنا الصِّراطَ الْمُسْتَقیِمَ، صِراطَ الَّذینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِم و لا الضَّالِیّنَ». “ما را به راه راست هدایت فرما. راه کسانی که به ایشان انعام فرمودی نه راه کسانی که به ایشان غضب فرمودی و نه راه گمراهان.”

و ائمه ی اطهار علیهم السلام نیز همگی با خدای خویش مناجات کرده اند، در خلوت و تنهایی، در محراب عبادت، در صحنه جنگ و… همیشه با خدا سخن گفته اند و او را خوانده اند و درخواست کمک کرده اند و آنی از یاد خدا غافل نبوده اند. مانند دعاهای همه ی روزهای حضرت فاطمه علیها السلام، دعای حضرت خضر علیه السلام که علی ابن ابی طالب علیه السلام به کمیل بن زیاد تعلیم داده است و دعای عرفه که حضرت امام حسین علیه السلام در روز عرفه می خوانده اند و امام سجاد علیه السلام نیز راز و نیازهایی در محراب عبادت خود با پروردگار خویش کرده اند که آن دعاها یک دوره از معارف اسلامی است و آن را «صحیفه ی سجادیّه» نام نهاده اند.